نظر علي الطالقاني
365
كاشف الأسرار ( فارسى )
بر صراط چندين قسم و صراط باريكتر از مو و تندتر از شمشير است ، بعضى مىگذرند مثل برق و بعضى راه مىروند و بعضى به دست و پا مىروند و بعضى چسبيدهاند بر صراط و بعضى از بدن ايشان را آتش مىگيرد و بعضى نمىگيرد . 219 و على بن ابراهيم ( قدس سره ) و ابن بابويه ( قدس سره ) به سندهاى خود از باقر ( ع ) روايت كردهاند كه چون اين آيه نازل شد وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ ( فجر ) : بياورند در آن روز جهنم را ، 220 از حضرت رسول ( ص ) معنى اين آيه را پرسيدند ، فرمود روح الامين مرا خبر داد كه چون حق تعالى خلق اولين و آخرين را در قيامت جمع كند بياورند جهنم را با هزار مهار كه كشند او را صد هزار ملك در نهايت شدت و غلظت و جهنم را صداى در هم شكستن و خروش و غضب عظيم بوده باشد ، پس نفسى بكشد و صدائى از آن ظاهر شود كه اگر نه آن باشد كه حق تعالى مردم را تأخير كرده از براى حساب هرآينه همه را هلاك كند ؛ پسگردنى و زبانهاى از آن بيرون آيد كه احاطه كند به نيكوكار و بدكار ، پس نماند هيچ بنده از بندگان خدا نه ملكى و نه پيغمبرى مگر آنكه فرياد كنند كه ربّ نفسى نفسى يعنى پروردگارا نفس مرا و جان مرا نجات ده و تو اى پيغمبر خدا ندا كنى امّتى امّتى و از براى امت خود دعا كنى . پس صراط را بر روى آن بگذارند از مو باريكتر و از شمشير برندهتر و آن سه قنطره داشته باشد ، بر يك قنطره امانت باشد و صلهء رحم و بر دوّم نماز باشد و بر سيّم عدالت پروردگار عالميان ، يعنى حكم در مظالم بندگان . پس مردم را تكليف مىكنند كه بر صراط بگذرند ، پس در عقبهء اوّل صلهء رحم و امانت ايشان را نگاه مىدارد ، اگر قطع رحم و خيانت كرده از اين عقبه نمىگذرد تا از عهده آن بيرون آيد يا به جهنم افتد ، و از اين عقبه اگر نجات يافتند عدالت الهى براى مظالم عباد ايشان را نگاه مىدارد و اشاره به اين است آنچه خدا فرموده است إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ( فجر ) يعنى به درستى كه پروردگار تو بر سر راه است يا در كمينگاه است . 221 و مردم بر صراط مىروند بعضى به دست چسبيده و بعضى يك پايش لغزيده به پاى ديگر خود را نگاه مىدارد و ملائكه بر دور ايشان ايستاده و دعا و ندا مىكنند كه اى خداوند حليم بيامرز و عفو كن به فضل خود و سالم بدار و به سلامت بگذران ايشان را . و مردم مىريزند در آتش مانند شبپره . پس كسى كه به رحمت خدا نجات يافت و گذشت مىگويد الحمد للّه و حمد مىكنم خداوند غفورى را كه نجات داد مرا از تو بعد از آنكه نااميد شده بودم به منت و فضل خود ، به درستى كه پروردگار ما آمرزنده و شكركننده است عملهاى بندگان خود را . 222